ﻣﺎﺩﺭ - تاریخ: 1393/8/20 ساعت: 21:36
ﮔﻔﺘﻢ: ﻣﺎﺩﺭ ! ﮔﻔﺖ : ﺟﺎﻧﻢ ! ﮔﻔﺘﻢ : ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﻡ ! ﮔﻔﺖ : ﺑﺠﺎﻧﻢ ! ﮔﻔﺘﻢ: ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ! ...ﮔﻔﺖ: ﭘﺮﻳﺸﺎﻧﻢ! ﮔﻔﺘﻢ: ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﻡ ! ﮔﻔﺖ : ﺑﺨﻮﺭ ﺍﺯ ﺳﻬﻢ ﻧﺎﻧﻢ ! ﮔﻔﺘﻢ: ﻛﺠﺎ ﺑﺨﻮﺍﺑﻢ ! ﮔﻔﺖ : ﺭﻭﻯ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ! ﮔﻔﺘﻢ: ﭘﺎﺭﭺ ﺁﺏ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺭﻭ ﻓﺮﺵ !   ﮔﻔﺖ : ﺍﻯ ﺧﺪﺍ ﺫﻟﻴﻠﺖ ﻛﻨﻪ،ﺑﻤﻴﺮﻯ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺸﻢ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺖ!!!  
هی فلانی! - تاریخ: 1393/8/20 ساعت: 21:35
هی فلانی! دیگر هوای برگرداندنت را ندارم… هرجا ک دلت میخواهد برو… فقط آرزو میکنم وقتی دوباره هوای من ب سرت زد، آنقدر آسمان دلت بگیرد ک با هزار شب گریه چشمانت، باز هم آرام نگیری… و اما من… بر نمیگردم ک هیچ! عطر تنم را هم از کوچه های پشت سرم جمع میکنم، ک نتوانی لم دهی روی مبل های راحتی،با خاطراتم قدم ب...
داغونا - تاریخ: 1393/8/20 ساعت: 21:33
اینایی که تا یه چیزی میگی   کنترل خودشونو از دست میدن و عصبی میشن اینایی که چند ساعت میمونن تو اتاقشونو در نمیان اینایی که همش خوابن همونا که حوصله حرف زدن با هیشکیو ندارن همونایی که قرارشونوبا دوستاشون کنسل میکنن میمونن خونه اینایی که از صبح که پا میشن تا آخر شب با همه دعواشون میشه اینا از تو داغون...
مردی را میشناسم - تاریخ: 1393/8/17 ساعت: 21:41
    مردی را میشناسم اشک هایش را شبانه کنار پنجره اتاقش جاری میکند… سیگار و فنجان قهوه به دست… همه را دوست دارد اما خودش تنهـــــاست… روز ها و شب ها در انتظار نگـــــــاهی آشنا زنی… سالهاست که در سر کوچه ای معــــــــرفت قدم میزند.  
دلم - تاریخ: 1393/8/17 ساعت: 21:40
    دلم برای یک نفر تنگ است ... نمیدانم نامش چیست ! نمیدانم چه میکند ! حتی خبری از رنگ چشمهایش هم ندارم !!! رنگ موهایش هم نمیدانم ! لبخندش را . . .. فقط میدانم ... "باید باشد و نیست ...
ساده هستم - تاریخ: 1393/8/17 ساعت: 21:39
    ساده هستم ساده می بینم ساده می پندارم زندگی را نمیدانستم جرم می دانند سادگی را سادگی جرم است و من مجرم ترین مجرم شهرم ساده می مانم… ساده میمیرم… اما… ترک نمی گویم پاکی این سادگی را …
زن ها - تاریخ: 1393/8/17 ساعت: 21:38
  زن ها   همه چیزشان را پنهان میکنند   تنهایی را   دلتنگی را   گریه ها را   دوست داشتن را   زن ها   هنگام شکستن صدایشان در نمی آید   درد که دارند به خود نمیپیچند   نهایتا تسکین درد یک زن ....   گریه های یواشکی ست ...   204 
همان فریاد - تاریخ: 1393/8/17 ساعت: 21:37
    همان فریاد هایی است که نمی توانم بزنم . . .   همان حرف هایی که یارای گفتن به کسی ندارم . . .   همان دلتنگی هایی که روز به روز پیرم میکند . . .   همان خاطراتیست که نه تکرار می شوند و نه فراموش . . .   همان تنهایی هایی که کسی پُرش نمی کند . . .   هــــمــــان درد هــــایی کــــه درمـــــان نــــــ...
ﻧﺼــــــﻒ ﺑﯿﺸﺘﺮ!!! - تاریخ: 1393/8/17 ساعت: 21:36
    ﻧﺼــــــﻒ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻋـــــﻮﺍﻫﺎ ...   ﺑﺨﺎﻃﺮ " ﺩﻟﺘﻨﮕـــــــــــﯿﻪ "   ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺘﻨﮕﺸﯽ ﻭ ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﻪ ...   ﯾﺎ ﺍﺯﺵ ﺩﻭﺭﯼ ﻭ ﻫﻤﺶ ﺑﻬﻮﻧﻪ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ ...   ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﭘﯿﺸﺸﯽ ﯾﺎ ﺗﻮ ﺁﻏﻮﺷﺸﯽ ..   ﺁﺭﻭﻡ ﺁﺭﻭﻣــــــــﯽ ..   ﻗﺒﻮﻝ ﺩﺍﺭﯾﺪ ؟...
ﻋﺸـــ♥ـــﻖ - تاریخ: 1393/8/17 ساعت: 21:34
    نبود... پیدا شد... آشنا شد... دوست شد... مهر شد ... گرم شد... عشق شد... یار شد ... تار شد... بد شد... رد شد... سرد شد... غم شد... بغض شد... اشك شد... آه شد... دور شد... گم شد.....
عــشـــق اگر عشــق باشد ! - تاریخ: 1393/8/17 ساعت: 21:32
  عــشـــق اگر عشــق باشد ! هم خنده هایت را دوست دارد ، هم گریه هایتـــ را ... هم لحظه های شادابی ات را می پسندد ، هم روزهای بی حوصلگی اتـــ را ... هم دقایق پر از ازدحامت را همراهی میکند ، هم دقایق تنهایی اتـــ را ... عــشـــق اگر عشــق باشد ! هم زیبایی هایت را دوست دارد ، هم اخم هایت در روزهای تلخی...
روي قبرم بنويسيد... - تاریخ: 1393/8/17 ساعت: 21:31
    روي قبرم بنويسيد...  کسی بود که رفت...  لحظه ای از غم ايام نياسود که رفت...  بنويسيد؛ از آغوش خدا آمده بود...  هيچکس هيچ نفهميد چرا آمده بود؟؟؟  بنويسيد؛ نفهميد کسی، دردش را...  هيچکس درک نميکرد، رخ زردش را...  بنويسيد؛ که يک عمر کسی را کم داشت...  در نگاهش اثر از حادثه ای مبهم داشت...  بنويسيد؛...

برچسب‌های مرتبط

هی فلانی! |